استاد فیضعلی مدّاح، استاد بازنشسته دانشگاه سمنان و پژوهشگر علوم انسانی، یادداشت دردمندانه و دلسوزانه‌ای در ارتباط با یکی از مطالب انتقادی روزنامه اطلاعات فرستاده‌اند که چون طولانی است، منتخبی از آن در اینجا منعکس می‌شود.
یازدهم بهمن ۱۴۰۴، مطلبی در همین روزنامه چاپ شد با عنوان «کشتی بی‌صاحب و صاحبان زمین‌های بلاتکلیف» به قلم محمود پورعالی با این مضمون که حدود ۳۰ سال قبل (سال ۱۳۷۸) زمینی خریده و وجه کامل آن را هم پرداخته اما از آنجا که یک روزنامه‌نگار ساده و بدون پارتی بوده، با همه دوندگی‌ها هنوز نتوانسته است جواز ساخت و اسکان در این قطعه زمین شخصی را دریافت کند. حتی حدود سه هزار خانوار دیگر نیز به همین رنج و سرگردانی گرفتارند! 
اینجانب نیز در مقام عضو هیأت علمی بازنشسته و پژوهشگر در علوم انسانی، با سابقه چندین ساله در دانشگاه‌های تهران، شهید بهشتی، تربیت معلم، دانشگاه آزاد تهران و دامغان و سمنان، درد ایشان را با تمامی وجود احساس نموده و می‌دانم مدت ۳۰ سال دوندگی، یعنی تمامی جوانی یک شهروند در این کشور.
 من نیز همدرد ایشان هستم، زیرا هنگامی که به سن ۶۵ سال رسیدم، اداره کارگزینی بدون جمع‌آوری و تجمیع سوابق خدمت در سازمان‌های مختلف، حکم بازنشستگی مرا فقط براساس سابقه کار در دانشگاه سمنان صادر کرد و یک مستمری ناچیز برای اینجانب تعیین نمود!
در اسرع وقت دست به قلم شدم و با تمامی ادارات دولتی و غیردولتی و نیز سازمان بازنشستگی کشوری مکاتبه کردم تا بتوانم «مطالبات» خود را زنده کنم.
این داستان و بسیار موارد مشابه آن، این پرسش را پیش چشم می‌آورد که چرا سیستم اداری ما تا این اندازه در احقاق حق مردم و رعایت حقوق شهروندی، ضعیف و ناتوان عمل می‌کند؟ چه مسیری را طی کرده‌ایم که به این وضع تأسف‌بار در سیستم اداری رسیده‌ایم؟ چندین عامل را می‌توان به عنوان مسبب این وضع برشمرد:
اولین سبب، شیوه غلط انتخابات مجلس و نبود نمایندگانی از احزاب و شوراهای صنفی مستقل و کارآمد در آن است. 
احزابی که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی وجود داشتند نظیر «نهضت آزادی» و «جبهه ملی ایران» لابد چون پسوند «اسلامی» را یدک نمی‌کشیدند(!) کنار گذاشته شدند و احزاب بعدی هم تنوع لازم را نداشتند. در نتیجه به تدریج تنوع افکار از دست رفت و برخی از اقشار جامعه، نمایندگانی میان قانونگذاران نیافتند.
عامل دوم، تصاحب پست‌های حساس به‌وسیله افرادی بود که برخی از آنها شایستگی، سواد کافی یا تجربه مدیریت نداشتند و بعضاً پرجوش و خروش و خودشیفته بودند؛ یا تنها راه اصلاح کشور را فقط در حذف افراد از مسئولیت‌ها می‌دیدند.
عامل سوم، دور شدن تدریجی برخی از افراد تحصیلکرده و متخصص به امور کشورداری یا مهاجرت آنان به راه‌های دور از وطن و  در نتیجه جای خالی آنان در حکمرانی است.سعدی علیه‌الرحمه درباره لزوم شایستگی برای تصاحب مشاغل حساس فرموده است:
ندهد هوشمند روشن رای 
به فرومایه کارهای خطیر 
بوریاباف اگر چه بافنده‌ست
نبرندش به کارگاه حریر 
ضعف در مدیریت و شیوع بده بستان‌ها و رانت‌خواری‌ها و تضاد منافع، همواره مانع مهمی در راه اجرای دقیق مفاد قانون اساسی کشور بوده‌است. 
سوء‌استفاده از قدرت گاهی باعث شده افرادی نظیر بابک زنجانی یا شبکه فساد اقتصادی نظیر چای دبش به وجود آید و مشکلات اقتصادی و اجتماعی و سیاسی در کشور پدید آورد؛ تا حدی که حتی روابط بین مردم و بسیاری از مردم با دولت نیز دستخوش بی‌اعتمادی و ناامیدی شود.
خداوند در قرآن کریم، سوره بقره آیه شماره ۴۲ فرموده است: «أتأمُرُونَ النَّاسَ بِالبِرِّ وَتَنسَونَ أَنفُسَکم»؛ آیا مردم را به نیکی فرمان می‌دهید و خودتان را فراموش می‌کنید و به آنچه می‌گویید عمل نمی‌کنید؟امید است این مطلب، آنان را که باید گره از کار مردم بگشایند، به فکر وادارد و مردم در راه احقاق حق و حقوق خود، خسته، ناامید و عصبانی نشوند.
 

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی